اسد الله معطوفى
290
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
استراباد ) بيامدند . مغولان در پى آنان آمده و ديهها و خانهها را ويران مىنمودند . آمل ، استراباد و كبودجامه ( حاجيلر بعدى و مينودشت فعلى ) هم بر همين منوال بود » . 14 اين مشكلات سبب گرديد اندكى بعد غازان خان دست به اصلاحات در سراسر ايران بزند . اما با مرگ وى اصلاحات نيمهجان وى هم به بوته فراموشى سپرده شد و در نهايت آخرين حكام ايلخانى نيز بىتوجه به مسائل حاد جامعه ايران ، بخاطر اصطكاكهاى مداوم و پىدرپى سبب تجزيه متصرفات خويش شدند . هنوز چند صباحى از اين اوضاع نگذشت كه همزمان با رشد و اعتلاى تيموريان در آسياى مركزى ، متصرفات ايلخانان دچار تجزيه شد و سلسلههاى كوچك محلى مثل آل جلاير ، چوپانيان ، آل مظفر و طغاتيموريان در گوشه به گوشه ايران سر برآوردند . از ميان اين سلسله طغاتيموريان بطور شاخص در منطقه گرگان و استراباد حكم مىراندند . حكمرانى طغاتيموريان در استراباد ( 737 - 813 ه ) بابا بهادر پدربزرگ طغاتيمور يكى از بازماندگان چنگيز خان محسوب مىشد كه اندكى بعد پسر وى سورى به سال 705 ه در راس قشون خود به خراسان آمد و در زمره مقربان درگاه الجايتو قرار گرفت . در اين تحرك ، بخشى ازايل بابا بهادر ناحيه استراباد و شرق مازندران مسكن گزيدند تا اينكه در سال 737 طغاتيمور فرزند سورى به ايلخانى برگزيده شد . اين خبر در اردوى زمستانى وى در گرگان غوغا آفريد . 15 با تثبيت حكومت نامبرده ، بتدريج وى از سال 743 ه از طريق گرگان و استراباد به سوى خراسان پيشروى نمود و درگير چند جنگ با سپاه سربداران شد . در يكى از همين جنگها سپاه طغاتيمور شكست سختى خوردند و با ورود سربداران به خطه استراباد ، همگى اينها به اطراف و اكناف گريختند . 16 اما چندى بعد طغاتيمور فراريان پراكنده را مجتمع و سازماندهى نمود ، سپس به سوى استراباد آمدند و به دور امير ولى ( پسر شيخ على هندو ، از امراى بزرگ طغاتيمورى ) گرد آمدند . 17 به نوشته ظهير الدين مرعشى در اين مدت بويژه در سالهاى 760 و 761 ه اسپهبدان مازندران و رستمدار هم دامنه اختلافاتشان به ناحيه استراباد كشيده شد و بر نابسامانى اوضاع اين ناحيه افزودند . 18 اين اوضاع و مخصوصا كشمكشهاى بين سربداران و طغاتيموريان چندين سال ادامه يافت و استراباد نيز چندين بار دستبهدست گرديد تا سرانجام سپاه امير تيمور از راه رسيدند و بر تمامى اينها فائق آمدند .